دور باطل در صنعت خودرو کشور
با نگاهي گذرا به روند توليد اتومبيل در كشور , ميتوان آنرا به سه بخش تقسيم بندي كرد .1- مونتاژ كاري تا زمان وقوع انقلاب و مدتي پس از آن 2- از زمان آغاز جنگ تا اوايل دهه 70 3- از سال 74-73 تا كنون .
در مرحله يكم توليد خودرو در ايران بصورت مونتاژ و مقدار اندكي توليد در داخل دنبال ميشد , از زمان وقوع جنگ خودرو سازي نيز مانند بسياري ديگر از بخشهاي اقتصادي دچار ركود شده و تنها چيزي كه موجب ادامه حيات اين صنعت شد اين بود كه به حال خود رها شد .مرحله سوم كه آغاز آن شروع دوران طلايي اين صنعت است , صنعت اتومبيل توانست با اتكا به خلاقيت و توانمندي مديران و كارگران خود دوره اي را پايه گذاري كند كه من از آن بعنوان دوره شكوفايي صنعتي نام ميبرم . در اين دوره توليد خودرو بومي شده وتوليد ملي پايه گذاري شد . توسعه صنعت قطعه سازي و بسياري از صنايع بالا دستي و پايين دستي از جمله دستاورد هاي بسيار قابل توجه اين دوره است . ولي افسوس و صد افسوس كه مدتي است در اين صنعت شاهد درجازدن و حتي عقب گرد به عصر مصرف كنندگي محض ميباشيم .
در سالهاي اخير برخي خودروسازان داخلي در اثر سوئ مديريت و البته فقدان استراتژي و صدالبته تبديل شدن به تامين كنندگان برخي گروه هاي خاص تبديل به دلالاني شده اند كه انگار سر گردنه ايستاده اند و در پي بدست آوردن بيشترين مقدار سود از اين آشفته بازار هستند . نمونه بارز اين قضيه را در چند مورد ( ماكسيما , رونيز , سرانزا , موسو , پروتون , زانتيا و چندين مدل خودرويي كه يا مجوز توليد ( بخوانيد مونتاژ ) گرفته اند و يا در حال گرفتن مجوز ميباشند ) شاهد هستيم كه تنها هنر عزيزان وارد كردن و فروش اين اتومبيلها در بازار داخلي و به جيب زدن سود سرشار از اين موضوع ميباشد . ( به عقيده من شايد كارلوس گاسن , مدير فرانسوي نيسان , بخش عمده اي از موفقيت خود را كه ناشي از افزايش بي سابقه فروش در خاور ميانه بوده است مديون دوستان ايراني اش باشد )
مثل اينكه مسئولان دولتي فراموش كرده اند كه تلاش براي رسيدن به توليد ملي خودرو بخاطر توليد ثروت و دانش فني و به تكاپو افتادن طيف وسيعي از صنايع داخلي براي تقويت بدنه اقتصاد مفلوك ملي بوده است . آري همه يادشان رفت كه حمايت از توليد ملي خودرو براي چه هدفي صورت گرفته و اينگونه است كه بنام تنوع بخشيدن به توليد خودرو در داخل , با وارد كردن محصولاتي كه در صورت نبودشان هيچ اتفاق خاصي روي نميداد ميليونها دلار سرمايه از كشور خارج شد . اگر محصول حدود 40 شركتي كه در راهند را نيز به موارد ياد شده در بالا بيافزاييم به عمق فاجعه پي خواهيم برد . آري همه اينها با نام مقدس توليد در راهند تا توليدات ديگر نقاط دنيا را بنام توليد داخل وارد كشور كنند (عمدتا بصورت CKD ) و سود عايد از انرا ( حق دلالي) به جيب بزنند . همان طوركه چند سال قبل بنام توليد فولكس واگن شروع كردند و حتي يك لاستيك هم در داخل كشور باد نزدند و تعداد نسبتا بالايي خودرو به بازار سرازير كردند .
به عنوان كوچكترين فرد جامعه به عزيزان مسئول ( آنهايي كه دغدغه توسعه ملي دارند , نه ديگران ) پيشنهاد ميكنم :
بروند ببينند چه اتفاقي باعث شد صنايع كره جنوبي كه روزگاري آرزوي توليد يك چرخ پيكان را هم نميتوانستند از سر بگذرانند امروز براي فروش CKD توليدات 6 سال قبل خودرو سازانشان بر سر ما منت ميگذارند ؟ و چگونه است كه امروز خودروسازان چين به ما وعده توليد خودرو 5/3 ميليون توماني ميدهند و براي ورود خودرو هاي بي اصل و نسبشان به ايران لحظه شماري ميكنند ؟ ( اين بجز دو يا سه شركت چيني است كه در حال آماده كردن مقدمات توليد در ايران ميباشند )و اصولا چه شده است كه بايد بنشينيم و منتظر بمانيم چيني ها براي ما اتومبيل توليد كنند ؟
ختم كلام : چگونه است كه با حضور متخصصان متعهد داخلي در حوزه هاي مختلف صنعتي و اقتصادي ( كه تعدادشان كم نيست ) و با وجود سرمايه هايي كه قابليت بالايي براي مولد شدن دارند , بايد عده اي در داخل بنشينند و براي ورود خودرو هاي ديگران به بازار كشور لحظه شماري كنند و اندك سرمايه اي كه از راه فروش نفت براي ملت به ارمغان آمده را دودستي تقديم همانهايي كنند كه نفت را با قيمت مفت ميخرند و برايمان كالاي با كيفيت خارجي توليد ميكنند كه مبادا خاطرمان از بابت سوار شدن بر مصنوعات وطني آزرده شود . اين است دور باطل صنعت خودرو سازي ما و بهتر بگويم اقتصاد ملي كه : مشت نمونه خروار است .


