بهترین گزینه برای ریاست جمهوری ایران
محسن سیروس
بهمن ۱۳۸۳
نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري را در بيست و ششمين سال پس از پيروزي انقلابي كه قرار بود اداره كردن حكومت آن بر مبناي خواست و اراده مردم باشد , پيش روي داريم . از طرفي در اين شرايط حساس با چالشهاي دروني و بيروني عديده اي مواجه هستيم كه پرداختن به هريك از آنها به زمان و شرايط ويژه اي نياز دارد .
با وجود اينكه تاثير عواملي چون جنگ تحميلي 8 ساله از سوي صدام و تحريم اقتصادي ايالات متحده در بوجود آمدن اوضاع كنوني غير قابل انكار مي نمايد , بدون شك ريشه بسياري از مشكلات و نارسايي هاي امروز جامعه ما را ميتوان در حضور غير قابل انكار بي خردي جمعي در ميان حكومت گران و مدعيان قيموميت بر ملت خلاصه كرد و امروز به نقطه اي رسيده ايم كه مي بينيم : خود كرده را تدبير نيست . يادآوري اين نكته نيز ضروري بنظر ميرسد كه ايجاد هرگونه خللي هرچند كوچك از سوي دشمنان اين ملت حتي در روند رو به اضمحلال موجود , تنها و تنها باعث به هدر رفتن انرژي و منابع ملي ميشود و بس . در اينجاست كه هر شهروندي كه كوچكترين احساس تعلقي به اين خاك دارد وظيفه خود ميداند با وجود تمام ناروايي هايي كه از طرف حكومت و مدعيان دروغين اصلاحات بر او رفته است , در راه صيانت وآباداني اين سرزمين تلاش كند .
اجازه دهيد نگاهي كوچك به گوشه اي از چالشهاي پيش روي ملت ايران بياندازيم : مسئله اتمي ايران , حضور نيرو هاي آمريكايي در سرتاسر مرزهاي آبي و خاكي كشور كه منتظر وقوع كوچكترين بي اعتنايي و عدم حضور از سوي مردم هستند , حضور مجدد نئوكان ها در راس هرم قدرت ايالات متحده كه بشدت نيازمند جنگ افروزي هستند , سياست يك بام و دو هواي اتحاديه اروپايي كه هركجا سهم بيشتري بدست آورند در آنجا حاضر ميشوند , جهاني سازي آمريكايي اقتصاد و عدم وجود كوچكترين جايگاهي براي ملت ايران در سازمان تجارت جهاني , گرايش شديد برنامه ريزان دولتي به فرهنگ سازي براي مصرف كنندگي محض بجاي تقويت پايه هاي توليد در كشور و در نتيجه در ورطه نابودي قرار گرفتن بسياري از صنايع كشور ( پرداخت يارانه هاي مختلف به مصرف كننده از محل درآمد حاصله از عوارض و ماليات دريافتي از توليد كنندگان كه عملا به تشويق مصرف بيش از حد و جلوگيري از توليد ثروت انجاميده است ), نرخ بيكاري بالاي 3/4 ميليون نفر , نرخ دورقمي تورم كه بخش بزرگي از آن حاصل بخشنامه ها و قوانين توسعه گراي ! دولتي است , اعتياد 5/3 درصد از جمعيت كشور به مواد مخدر , حضور 35 درصد جمعيت كشور زير خط فقر , سير صعودي مهاجرت از روستاها بسمت شهرها كه خود نشان دهنده به روزمرگي افتادن و دور باطل بخش كشاورزي است , سير صعودي خروج نيروي كار متخصص از كشور , فرار وحشتناك سرمايه از كشور به گونه اي كه در سال گذشته فقط يازده ميليارد دلار از ثروت اين ملت روانه امارات عربي متحده شد ( گواه اين مدعا , ثبت بيش از سه هزار شركت و موسسه تجاري ايراني توسط بخش هاي مختلف از جمله موسسات دولتي در سالهاي اخير در امارات است ) , وجود بيش از 45 هزار طرح نيمه تمام ملي و . . . .
امروز سرمايه بزرگ حاصل از فروش نفت بجاي اينكه منشا تحولات اساسي و سازندگي در كشور قرار گيرد , در اثر كج فهمي قشر بزرگي از جامعه كه قطعا بسياري از مسئولان دولتي نيز در ميانشان هستند صرف گذران زندگي روزمره مردم شده و به بلاي جان اقتصاد ملي تبديل شده است و بخش بزرگي از ثروت اين ملت در بخشهايي در جريان است كه وجود آنها نه تنها منفعتي ندارد كه سخت خطرناك است و موجب سرافكندگي . اين سرمايه بزرگ كه به موتور محرك بخشهاي مختلف دلالي و قاچاق و بازار هاي غير رسمي پولي تبديل شده , دقيقا در نقطه مقابل منافع ملي قرار گرفته است . امروز بسياري از توليد كنندگان بخاطر شرايط سخت محيطي در ساحل نابودي قرار گرفته اند و موسسات مالي و بانكها ( كه به بزرگترين نزول خواران دنيا تبديل شده اند ) با بيرحمانه ترين وضع حاصل دسترنج آنها (كارگران و صنعتگران و . . .) را مي بلعند و روز بروز فربه تر ميشوند ( مطلع شدم پس از تصويب طرح كاهش نرخ بهره بانكي در مجلس , كليه بانكهاي محترم دولتي بصورت هماهنگ پرداخت تسهيلات به بخش توليد را قطع فرموده اند كه بايد گفت : هردم از اين باغ بري ميرسد ! ) . در خصوص اين موضوع گويا تر از كلام شيواي زنده ياد شهيد فرخي يزدي نيافتم , كه فرمود :
مزد كار كارگر را دولت ما ميكند صرف جيب هرزه ها ولگرد ها بيكار ها .
در بخش آموزش هم با وضع اسفباري مواجه ايم , امروز تنها چيزي كه در مدارس كشور به نسل فرداي ايران القا نمي شود عبارتست از عرق ملي و تلاش براي سازندگي ايران . وضع معيشت معلمان و دانشگاهيان ( همان سازندگان پايه هاي فكري مديران فردا ) به گونه اي است كه اگر بخواهيم در مقام مقايسه بر آييم بايد عرض كنم سبزي فروش محل بيش از 20 برابر معلمي كه از پشتوانه 30 سال سابقه آموزشي برخوردار است , درآمد دارد , اين را همه به چشم ديده ايم . اين زنگ خطري است كه بخصوص در سالهاي اخير به تغيير ارزشها انجاميده و بدون شك انحطاط ملي را در پي خواهد داشت ( بحث بر سر اين مقوله فرصتي ديگر مي طلبد ) . نگاهي به توسعه يافته هايي چون ژاپن و ايالات متحده بياندازيد و وضعيت طبقاتي و درآمدي معلمان و دانشگاهيان آنها را در يك قرن قبل با نمونه اي كه امروز در كشور داريم مقايسه كنيد , چه نتيجه اي حاصل ميشود ؟ آيا رشد و رسيدن به توسعه همه جانبه در آن ممالك كه با اتكا به افزايش آگاهي شهروندان و حضور خرد جمعي و عقلانيت در عرصه هاي مختلف زندگي صورت گرفته را چيزي جز اهميت ويژه قايل شدن به بخش آموزش ميتوانست ممكن سازد ؟ .
در پي غريب بودن واژه توليد در ذهن و جان بسياري از حكومتگران و مدعيان دروغين اصلاحات و مدعيان تازه وارد عدالت خواهي ( بخاطر جايگاه اجتماعي و پايگاه طبقاتي آنها ) , امروز سلطه قوانين و روحيه ضد توليد در همه بخشهاي اقتصادي و آموزشي و اجتماعي و سياسي و علمي كشور بشدت قابل لمس است , بدون شك ادامه اين وضع جز از هم گسيختگي جامعه و افزايش بي تعهدي در ميان شهروندان نسبت به آينده مملكت و فرزندانشان و كاهش مشاركت آنان و در نتيجه شكست هرگونه حركت اصلاحي و ملي براي تحقق رفاه نسبي و عدالت اجتماعي و توسعه پايدار , هيچ در پي نخواهد داشت . با توجه به رد شدن صلاحيت ! چهره هاي ملي در صورت تمايل براي حضور در انتخابات و فضاي زمستاني حاكم بر كشور , اعتقاد نگارنده بر آن است كه : اگر ائتلافي از جمعيت توليد كننده كشور متشكل از : صنعتگران و كارگران و معلمان و كشاورزان و دانشگاهيان و . . . كه حضور بي ادعاي آنان در تمامي عرصه هاي سازندگي كشور مايه مباهات است , خود را براي حضور در اين انتخابات و تشكيل دولت آينده آماده كرده , با درك صحيح از شرايط موجود و تسلطي كه نمايندگان هريك از آنان بر حوزه كاري خود دارند , گوشه اي از امور اجرايي و سياست گذاري كشور را بر عهده گيرند , ميتوان به تغيير معادله و تبديل شدن بخشي از چالشهاي پيش روي به فرصت هاي سازندگي اين سرزمين كمي اميد داشت . بدون شك با عنايت به قحط الرجال موجود كه تا كنون به سود گروه هاي ذي نفوذ در لايه هاي مختلف حكومت و ذينفع در پروسه انحطاط ملي تمام شده , ائتلاف گروههاي نامبرده كه تمام بار سنگين حركت بسمت توسعه را در اين كشور به دوش مي كشند شايسته ترين و مطمئن ترين گزينه را براي اين دوره عرضه خواهد كرد . اين امر كاملا قابل تحقق است و محتاج همت والاي همه آنان كه به سربلندي اين سرزمين مي انديشند .
قطعا عده اي از عزيزاني كه در تقابل با منافع ذينفعان و طراحان پروسه انحطاط ملي , از پيمودن هر راهي براي اصلاح امور نا اميد شده اند , بر اين نوشتار خرده خواهند گرفت . در جواب اين عزيزان بايد عرض كنم : همانطور كه ثمره جنبش مشروطه در ملي شدن صنعت نفت به بار نشست و همانگونه كه حكومت 28 ماهه مصدق عزيز مقدمه اي بود براي قيامي كه به بهمن 57 منجر شد , امروز نيز تلاش خستگي ناپذير ملت ايران براي تشكيل دموكراسي ايراني و حكومتي كاملا بومي ادامه خواهد داشت , اين روند گرچه در دايره اي بسته , ولي بسوي روزنه اي از اميد در حركت است و نيازمند همت همگان .
ما جز براي خير بشر دم نمي زنيم اين است يك نمونه ز راز درون ما (1)
۱- زنده یاد شهید فرخی یزدی
* این یادداشت ٫یش از انتخابات ریاست جمهوری نهم به بیش از ۱۰ روزنامه و مجله فرستاده شد که از چاپ آن خودداری کردند .