EBL و . . .
در دومين روز ماه جاري , خبري كه از ورود نا مبارك يكي ديگر از شركت هاي دلال پولي حكايت ميكرد , در صفحه 2 روزنامه آسيا توجه حقير و بسياري از خوانندگان را به خود جلب كرد . همانطور كه در گزارش ياد شده آمده بود شركتي تازه تاسيس با نام اختصاري EBL يا همان ( Ebonuslink ) چند صباحي است كه پا به عرصه وجود گذاشته و همانند اسلاف خويش , شركت هايي چون پنتاگون , گلد كوئيست , گلد ماين و . . . در پي به چنگ آوردن هرچه سريع تر سهم خود از درآمد ناچيز ما ايرانيان است و با تازه ترين به روزآوري هاي اطلاعاتي و تكنولوژيك , تمامي نواقص و يا مواردي كه سبب ميشد در سيستم هاي قبلي مشتريان با اندكي تامل و دلهره مشغول به كار شوند را برطرف كرده و با ساده ترين روش ممكن امكان ورود هر شهروندي را به مجموعه خود فراهم آورده است و به سادگي خوردن يك ليوان آب يخ ميليون ها دلار از سرمايه اين ملت را يك شبه چپاول ميكند .
شروع به كار رسمي اين شركت در كشور ما , پيش از فرارسيدن سال 84 و در مراسمي زير عنوان همايش جوانان و عاشورا اعلام شد . ذينفعان اين موسسه در ايران , برگزاري مراسم ياد شده را در يكي از سالن هاي اجتماعات تهران و در ماه محرم تدارك ديده بودند . در آن مراسم يكي از كساني كه علاقه فراوان به رسيدن به پست رئيس جمهوري اين كشور را دارد و بسيار ميكوشد خود را اقتصاد دان معرفي كند و علاقمند است مردم او را در رديف يك اقتصاد دان بشناسند , با چنان تب و تابي به تبليغ محصول اين موسسه دلالي پول ميپرداخت ( ميگفت كارتهاي اي.بي.ال محصولات فرهنگي هستند و بسيار پر فايده و . . . و خلاصه براي همه آنرا تجويز كرده بود ) و از مزاياي network marketing سخن ميگفت كه گويا خود نيز يكي از بزرگترين سهامداران اين فرايند است . وقتي بررسي كردم متوجه شدم وي به عنوان يكي از حاميان اين حركت خزنده كه جلوه اي از پولشويي و غارت ثروت ملي است وارد عمل شده و موجبات تامين امنيت نسبي و دلگرمي دلالان و عوامل استعمار را براي خروج سرمايه اي هنگفت از اين سرزمين فراهم آورده است . جالب اينجاست كه چنين فردي به تاييد شوراي به اصطلاح نگهبان رسيده و صلاحيت حضور در همه مراتب حكومت را دارد و دلسوختگان اين انقلاب فاقد صلاحيت هستند و دوستداران آنها از راي دادن محروم ! .
به ياد دارم زماني كه اوج فعاليت شركت گلد كوئيست بود , توسط يكي از آشنايان به محفلي دعوت شدم كه آن سيستم را معرفي ميكردند و در پي جذب نيرو بودند . نماينده و دلال شركت ياد شده با افتخار تمام عنوان ميكرد كه ايرانيان بزرگترين ملتي هستند كه عضو آن شبكه شده اند يا به عبارتي بزرگترين بازار محصول آن در ايران است . وقتي از همان فرد از كميت حضور شركت مطبوعش در ديگر نقاط دنيا پرسيدم جواب داد : (( در ايالات متحده مشتري نداريم و در اروپاي غربي نيز كسي استقبال نكرده . در آمريكاي جنوبي بازار خوبي داريم و برخي نقاط آفريقا نيز مشتري ما هستد . در آسيا بجز كشور هاي آسياي جنوب شرقي بقيه مشتري هستند و كشور هاي CIS هم خوب بازاري دارند , در خاور ميانه هم وضع خوبي داريم )) و باز هم تاكيد كرد كه : (( ايران بزرگترين و بهترين بازار ماست )) . اين يعني هموطنان ما دلار هايي را كه با تلاش شبانه روزي كشاورز و صنعتگر و كارگر و البته فروش ثروت ملي كه ميراث گذشتگان و ثروت آيندگان اين ملت است , بدست مي آيد را به جاي صرف كردن در سازندگي و آباداني ايران , به اميد تحقق روياي باطل به حساب هايي مي ريزند كه مالكان آنها اربابان استعمار نو هستند و پيام آوران استثمار ملت هاي دنياي غير توسعه يافته . آري سرمايه بزرگ اين ملت بجاي حركت در مسيري هدفمند براي بالا بردن سرعت سازندگي كشور, همواره در خدمت كساني بوده است كه به نيازمندي ما محتاجند .
زماني كه دلايل استقبال بيش از حد هموطنان خود از اين حركت ها را بررسي ميكنيم چيزي نمي يابيم جز اينكه در ميان تعداد زيادي از ما ايرانيان اميد به زندگي سالم و مولد و بدون دغدغه وجود ندارد و روح دلالي در حال جايگزيني با روحيه توليد كنندگي است . نگاهي به فضاي عمومي كشور بياندازيد , در حقيقت فضا براي كسب و كار سالم و مولد كه بهترين گزينه براي بارور كردن استعدادهاي بكر سازندگي اين كشور محسوب ميشود به شدت خفقان آور است و تهديد كننده , در مقابل صحنه اقتصاد ملي به عرصه ئ تاخت و تاز كساني تبديل شده كه هيچ از منافع ملي نمي دانند و گويا اصولا بي رگ و ريشه هستند و هنري جز دلالي و خدمت رساني به غير ايراني ندارند و عجبا كه مسند نشينان دولتي هم تمام توان خود را براي رشد روز افزون اين طيف بكار گرفته اند , گو اينكه در ميان آنان اراده اي براي مملكت داري وجود ندارد و به همين خاطر هرچه در توان دارند در طبق اخلاص نهاده اند براي مملكت فروشي و خدمت به غيرو ايجاد فرصت شغلي براي كارگران و كارشناسان غير ايراني كه در ممالكشان با خيال راحت سرگرم توليد باشند و كالاي توليدي خود را در ايران ما تبديل به ثروت كنند و بر سطح رفاه هموطنان خودشان بيافزايند . به اقدام اخير عزيزان نگاهي بياندازيد , ببينيد چگونه متعهد شده اند سالانه 150 هزار خودرو از كمپاني روور انگليس خريداري كنند و موجبات دلگرمي مردم آن ديار را فراهم آورند , اين يعني همان حس انسان دوستي و كمك به همنوع ! , حتما بلايي كه در قبال اين لطف دولت ايران برسرمان خواهد آمد ( خروج ارز و تعطيلي و بيكاري و . . .) را هم روور و نخست وزير انگليس از سرمان دور مي كنند ! . نگاهي به تازه ترين آمار منتشر شده از سوي مراكز رسمي بياندازيد , در سال 83 واردات با ركوردي بي سابقه در تاريخ كشور به حدود 45 ميليارد دلار رسيد و اين بجز آمار كالاي قاچاق شده به كشور است . از سال 81 كه پس از بالا رفتن قيمت نفت شاهد جهش افتخار آفرين ! ( براي دولت ) وارداتي بوده ايم روز بروز بر تعداد هموطناني كه به زير خط فقر كشيده ميشوند افزوده شده است . طبق تازه ترين تحليل نشريه ميس از اقتصاد ايران , در خوشبينانه ترين شرايط 28 ميليون نفر در زير خط فقر قرار دارند . آري , هرروزه شاهد بسته شدن درب واحد هايي هستيم كه روزگاري براي اين ملت به توليد ارزش افزوده و ثروت ملي مشغول بوده اند , امروز به جايي رسيده ايم كه طبق اظهارات عضو خانه كارگر استان قزوين فقط در اين استان 40 هزار نفر در معرض بيكاري قرار گرفته اند و . . . .
آري امروز در اثر درايت و كارداني حكومتگران و قدرت طلبان وابسته و دون مايه , به مرز انفجار اجتماعي رسيده ايم و انتظار كشيدن براي هيچ يك از كساني كه مي بينند چه بر سرمان ميايد و خاموش مانده اند جايز نيست و بايد صاحبنظران و كارشناسان مستقل اقتصاد سياسي كشور گرد هم آيند و براي خاتمه دادن به اين غارت سازماندهي شده دست به كار شوند كه : هرچه هست از قامت ناساز بي اندام ماست .

