جوابی به یک مصاحبه
چرا منافع بانکها از منافع جامعه جداست ؟
محسن سیروس
آذر ۸۶
رياست بانک مرکزی در جواب پيگيری متقاضيان تسهيلات بانکی فرموده اند که : (( بانکها بايد با توجه به منافع خود وام پرداخت کنند ! )) . چگونه است بانکها که وظيفه ی تامين منابع مالی مورد نياز اقتصاد کشور را بر عهده دارند و منابع مالی آنها نشاءت گرفته از متن جامعه است و بايد نفی خود را در سود و نفع جامعه جستجو کنند اينگونه صحبت از منافع گروهی خود به ميان مياورند ؟ آنهم از زبان رئيس بانک مرکزی کشور ؟! اصولا چرا بايد منافع بانکها از منافع عموم مردم جدا باشد و گروههای توليد کننده ی اين کشور نيز تاوان سنگيني را از اين جهت و بخاطر رقابتی که بانکها سرسختانه و با هجومی خانمان برانداز بر بدنه ی اقتصاد کشور تحميل کرده اند پرداخت نمايند ؟ چگونه است که در شرايطی که بانکهای کشور سودهايي با نرخ چند برابر ديگر نقاط دنيا را از همين توليد کنندگان دريافت ميکنند ، حاضر به اعطای تسهيلات و تامين منابع مالی آنها نيستند و همواره در راه توليد کارشکنی ميکنند ؟
در اين شرايط که ايران عزيز نيازمند رونق روزافزون کار و توليد و ايجاد ارزش افزوده در فضای ملّی است و ثروت آفرينی بايد سرلوحه ی زندگی روزمرّه ی همه ی اقشار جامعه قرار گيرد ، تلاشگران عرصه های مختلف اقتصاد و توليد با تاييد رئيس بانک مرکزی در شرايطی قرار ميگيرند که فضا را برای فعاليت توليدی خود تنگ تر از هميشه احساس ميکنند و گويي اجباری در ميان است که ايشان بايد چرخ های توليد را از حرکت باز دارند !
بر اساس منطقی که رئيس بانک مرکزی در حال جای انداختن آن است بقّالان و سبزی فروشان نيز تا چندی بعد سود شخصی خود را سرلوحه ی همه ی امور قرار خواهند داد و فقط در صورتی که تشخيص دهند کار خواهند کرد و آنوقت است که سنگ روی سنگ بند نخواهد شد . آيا اگر اکنون بقّالی پنير را کيلوئی 100 ريال گرانتر از نرخ معمول بفروشد ، مغازه ی او را با يک پارچه نوشته ی بزرگ برای مدّتی تعطيل نمي کنيد ؟ اگر اينطور است پس چرا بانکها را مجبور ميکنيد که پولی را که بايد برای سرمايه گذاری های مردمی صرف کنند ، ارث پدری خود دانسته و به سپرده گذاری با بهره های رقابتی و يا مصارف ديگر اختصاص دهند ؟ نه ، اين گونه ای نيست که بتوان توليد را با آن تشويق کرد و راهی نيست که بارها از زبان کارگزاران دولت شنيده ايم و درست برخلاف دستورات اکيد شخص رئيس جمهور است که پشتيبانی از توليد را در سرلوحه ی برنامه های دولت خود قرار داده است . اگر هدف از اين اقدامات زمينه سازی برای از ميان برداشتن توليد و بالا بردن حجم واردات کالای مصرفی است ، آيا کسانی که دوست دارند امور جاری کشور به چنين سمتی هدايت شود ، به اين نکته فکر نکرده اند که با بيکار شدن کارگران و تعطيلی کارخانه ها چگونه ميتوانند سودهای نجومی حاصل از فروش کالای وارداتيشان را بدست آورند ؟
٭ این مطلب در روز شنبه ۱۷ آذر ۸۶ در صفحه ی بانک و بیمه روزنامه ی صبح اقتصاد و زیر عنوان توضیح خانه صنعت و معدن به چاپ رسیده است .


