در جواب یادداشت (( از طلا بودن پشیمان گشته ایم ))
بانکها باید در خدمت توسعه اقتصادی کشور باشند
محسن سیروس - دی ۸۶
در يادداشتي که در تاريخ يازدهم دی ماه و زير عنوان (( از طلا بودن پشيمان گشته ايم . . . )) در صفحه ی بانک و بيمه روزنامه دنياي اقتصاد به چاپ رسيده بود ، در خصوص نرخ بهره بانكي به نكاتي اشاره شده بود كه به وضوح برای هر خوانندهاي هدف آن نوشتار راروشن نموده است . نوشتار فوق اين تصوير را در ذهن خواننده الغاء ميکرد که صنعتگران در جواب سنک اندازی بانکها از طلا بودن پشيمان گشته اند ! ! ! و بجای تلاش برای احقاق حقّ خودشان و ملّت ، به دامن بانکهای خصوصی پناه برده اند ! ! ! جاي بسي تأسف و تعجب است و من فكر نميكنم هيچ گاه چنين گلهاي از زبان يك صنعتگر بيرون آمده باشد .
آري با پايين آمدن نرخ بهره مشکلات عديدهاي در نظم اقتصاد و نظام پولی کشور بوجود آمد كه از جمله ی آنها هجوم براي دريافت تسهيلات بانكي بود . ولي انصافاً آيا پرداخت پول به اين تقاضا برای رفع گرفتاری مردم عادي و شهروندان صورت گرفت ؟ يا برای رفع نياز صنايع و معادن و کشاورزی ؟ و يا اينكه عدهاي نورچشمي در بخشهاي مختلف دلالي و ديگر بخشهاي غير مولّد اقتصادي با ارتباطاتی که دارند ، مثل هميشه و با هدف غارت منابع کشور ، منابع پولي را كه جامعه نيازمند آن است و تشنة دريافت آن ، يك شبه به يغما بردند و صرف واردات كردند و به جان توليد ملّي اندختند ؟ اگر اينگونه نيست سرمايه ی واردات شكر و كابل و دهها قلم كالاي ديگر كه صنايع توليد کننده ی آنها در باتلاق عدم توانايي پرداخت تعهداتشان در اثر واردات فلّه ای همان کالاها قرار گرفتهاند ، از كجا و توسط چه كساني تأمين شده است ؟ آيا بانکها با عوامل اين واردات کذايي سازماندهی شده همکاری خالصانه ای نداشته اند ؟ و سرمايه ی ملّت را بجای صرف کردن در توليد ، که زمينه های خلق ثروت اجتماعی را رقم ميزند ، در اختيار آنان قرار نداده اند ؟ آري، تقاضاي پول شهروندان و صنايع در شرايطي بيپاسخ مانده است كه سرمايه ی اين ملت كه بايد در راه توليد ثروت و ارزش افزوده صرف شود ، با كمك بانكها و با قيمتي ارزان در اختيار كساني قرار گرفته كه منافع ملي را به تمسخر ميگيرند و به بلاي جان اقتصاد کشور تبديل شدهاند و قدرت اقتصادي اين ملت را در راه ايجاد ثروت برای ديگر کشورها و تامين منافع دلّالان آبرو و شرف ملّی صرف ميكنند .
مقامات بانکی خود اقرار ميکنند كه بيش از شصت درصد تسهيلات پرداخت شدة بانكها برای بخش بازرگاني اتفاق افتاده است و جاي تأسف است كه بسياري از صاحبنظران بانكي اين رقم را تا 80% از سقف تسهيلات پرداخت شده تخمين زده و اعلام ميكنند . با وجود اينکه بنگاه های زودبازده و صنايع کوچک از آزمايش خود برای بالا بردن نرخ اشتغال مولّد در سراسر جهان و بخصوص برای کشورهايي مانند کشور ما که درگير مسئله ی عدم وجود اشتغال کافی هستند به دفعات سربلند بيرون آمده اند ، همين گروه در راه تخصيص اعتبار برای آنان به لطايف الحيل کارشکنی ميکنند و تا آنجا به پيش ميروند که سهم بنگاه های زود بازده در ميان دويست و چهل هزار ميليارد تومان تسهيلات پرداخت شده ی بانکی که بايد در راه توسعه ی صنعت و توليد صرف ميشده از رقم پانزده هزار ميليارد تومان تجاوز نکرده است ( 1 ) . آيا فرياد زياد بودن حجم نقدينگی و بيماری هلندی که به بهانه ای برای عدم پرداخت تسهيلات مورد نياز بانکها به صنعت تبديل شده است ، در شرايطی که حجم بزرگی از نقدينگی کشور بطرف بخشهای ديگر هدايت شده و در جريان است ، بخاطر رهنمون شدن همان دوستها ! بطرف بانکهای خصوصی و مافيای نزول خواری و بازار سياه پول نيست ؟ در غير اينصورت همين استدلال که بانکها پول ندارند که در اختيار توليدکننده قرار دهند کافی بود تا از دولت خواسته شود مقدار قابل توجهی از منابع حساب ذخيره ارزی را به ريال تبديل کرده و با بهره ی لايبور و برای پشتيبانی از سرمايه گذاری های توليدی در اختيار بانکهای کشور قرار دهد و آنان را موظّف کند که آن حجم پول را با گرفتن دو درصد کارمزد در اختيار صنعت و معدن و کشاورزی قرار دهند تا توليد کشور راه بيفتد و از کمبود نقدينگی رنج نکشد . ولی موضوع چيز ديگری است . ايشان تبليغ فرمودهاند که : به بانكهاي خصوصي برويد و از آنها وامهاي گرانقيمت و با نرخ توافقي دريافت كنيد ! ! که البته نوع و نرخ آن وامها بر کسی پوشيده نيست و انسان را بياد ضرب المثل معروف (( رفيق آورديم قاتق نانمان شود ، قاتل جانمان شد )) مياندازد .
اين همه در حالی است که منابع ملّت بايد با 12% بهره به همه ی بخشهاي مولّد اقتصادی پرداخت ميشده است و از اين كار تخلف صورت گرفته است .
چگونه ميگويند كه (( نرخ هر كالايي چون تسهيلات بانکی ( پول ) در بازار و طبق قانون عرضه و تقاضا تأمين ميشود )) و چرا پول را کالا معرفی ميکنند ؟ درحالی که پول کالا نيست و فقط واحد و وسيله ی سنجش ارزش مبادله است و هيچ گاه دارای ارزش ذاتی نميباشد و تمام ارزش و اعتبار آن به موءثر بودن آن و سودی است که ميتواند به نظام اجتماعی کشورها برساند و اصطلاحا در نقاطی بکار رود که مولّد واقع شود .
در جايي از مطلب ايشان با اشاره به داستاني كه وصف آن را گفتهاند به اين نتيجه رسيدهاند كه در دنيايي كه نرخ بهره نبايد كمتر از تورم باشد ! دولتها در تعيين آن دخالتي نميكنند! و بهره را به حال عرضه و تقاضا واميگذارند ! . ظاهرا ايشان به آمار و ارقام منتشر شده در روزنامه های وطنی هم توجهی نمي کنند . اين اظهارات در حالي صورت ميگيرد كه دولت ايالات متحده ، کشورِ ميلتون فريدمن ، شيخ الشيوخ اقتصاد دانان نوليبرالِ وطنی معتقد به ولنگار سازی اقتصادی و مبلّغان پرو پا قرص آن ، به عنوان حاكم بر قوانين پولي و بانکی جهان و تعيين کننده ی بی چون و چرای استراتژی و راهبردهای صندوق بين المللی پول و بانك جهاني ، همان بانک و صندوقی که به اصطلاح اقتصاد دانان مذکور توصيه های آنها را با استدلال های شبه علمی مدام بر سر کاهش نرخ بهره ميکوبند ، همواره به صورت دستوري و با استفاده از ابزار نرخ بهره سعي در كنترل تورم دارد و اصولاً بهره را در جهت خنثيسازي تورم در اختيار خود قرار داده است و مدام در حال كنترل آن است . در همين آخرين ماه های سال 2007 نرخ بهره در آمريكا و به دستور فدرال رزرو در سه مرحله و از 25/0 درصد تا يك درصد كاهش يافته تا به تحرك اقتصادي منجر شود و رشد تورم را خنثي نمايد . نتايج حاصل از اين اقدام دولت آمريکا خود را بصورت زير نمايان کرد :
(( به گزارش وزارت کار ايالات متحده در اکتبر 2007 ، صدوهفتاد هزار فرصت شغلی در آمريکا ايجاد شد و در سپتامبر نيز 186 هزار فرصت شغلی ايجاد گرديد . در ماه نوامبر نيز نودوشش هزار فرصت شغلی در آمريکا ايجاد شد . اين تحرکات که در اثر تزريق رونق اقتصادی ، آنهم بصورت دستوری و توسط دولت ايالات متحده بوجود آمد ، موجب شد نرخ بيکاری در روزهای آخر سال 2007 به کمتر از 7/4درصد رسيده و حتی بيشتر از پيش بينی ها کاهش يابد و اقتصاد روزهای بهتری را تجربه کند . )) (2) .
با وجود اين شواهد زنده ، آنها که مدام در حال تبليغ ليبراليسم هستند و ولنگارسازی اقتصادی و سر سپردگی را برای اقتصاد ايران تجويز ميکنند ، با بيرحمانه ترين حال ممکن به مقابله با کاهش نرخ بهره پرداخته اند و برای پاک سازی آثار تلاشهايي که در جهت سالم سازی فضای اقتصاد کشور شده است تلاش ميکنند .
راستی آيا اينان در اين آب و خاک زندگی نمي کنند ؟ و نمی خواهند آينده ی اين کشور و فرزندانشان را در رفاه و خوشبختی ببينند که اينگونه در دفاع از بهره کشی بانکها و برای تبديل مردمان اين سرزمين به بردگان پول و بانکها تلاش ميکنند ؟
منابع :
۱- نقل از رئيس جمهور در گفتگوی تلويزيونی مورخه 25/9/86
۲-
http://www.irdiplomacy.ir
٭ اين يادداشت در تاريخ بيست و پنجم دي ماه 86 ، در صفحه بانك و بيمه روزنامه دنياي اقتصاد و زير عنوان پاسخ مشاور رئيس خانه صنعت و معدن با به چاپ رسيد . لينك به روزنامه :
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=85469
http://www.donya-e-eqtesad.com/PDF/1435/1435-13.pdf
http://www.aftab.ir/articles/economy_marketing_business/bank_insurance/c2c1200734803p1.php : در آفتاب