نگذارید سازمانهای دولتی در راه تولید کارشکنی کنند
جنگ خانمان برانداز سازمانهاي دولتي با توليد ملّي
جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
با سلام
احتراما ضمن تبريك آغاز سال 1387 خورشيدي ، لازم ديدم كه در ابتداي شروع فعاليتهاي كاري سال جديد نكاتي را به عرض برسانم .
به استحضار عالي ميرساند كه مدّت زيادي است برخي جريانها در كشور براه افتاده اند و با بي رحمانه ترين وضع ممكن و تمام توان خود عرصه را به توليدكنندگان تنگ كردهاند و هر روز وضع را سياه و سياهتر نشان ميدهند، بعنوان مثال بانكها از طرفي در كار انجام امور روزمرّة توليدكنندگان كارشكني ميكنند و از طرفي به پشتيباني كنندة حجم بسيار بالايي از واردات كالاي مصرفي درحال توليد در كشور تبديل شدهاند . متاسفانه وزارت بازرگاني هم بدون توجه به اهداف توسعه ملّي، به صدور بلا درنگ مجوز واردات انواع كالاي مصرفي اقدام ميكند و ايران را به بزرگترين بازار منطقه براي بنجلهاي دنيا تبديل كرده است، بدون اينكه كوچكترين امتيازي در اين ميان براي توليدات وطني بوجود آمده باشد و يا آنكه حتي استراتژي مشخّصي در اين زمينه پيگيري شده باشد.
بسياري از سازمانها يا نهادهاي وابسته به دولت به فراخور موقعيت و اختياراتي كه دارند، درصددند تا با استفاده از سرمايههايي كه ميتواند در صورت اختصاص پيدا كردن به بخش توليد ، بالاترين مقدار سوددهي را براي كشور داشته باشد و توليد را نيز بهينه و نهادينه نمايند، به وارد كردن بخشي از موادّ مورد مصرف جامعه ميپردازند تا سودهاي نجومي مقطعي را به جيب بزنند و در اين وانفسا به جز آن برادر گرامي هيچكس فرياد بحقّ توليدكنندگان ضربه خورده از اين مسئله را نميشنود. وزارت اقتصاد با تكيه بر قانون ناكارآمد و ضدّ توليد تجميع عوارض همه گونه كارشكني را در راه توليد نموده است و بجاي دريافت ماليات از مصرف كنندگان نهايي كالا و خدمات ، اخذ مالياتهاي سنگين از توليدكنندگان را به جايي رسانده كه در اثر ناتواني واحدهاي توليدي از پرداخت مبالغ مالياتهاي بريده شده و بالاتر رفتن تصاعدي ماهانة مبالغ ديركرد، آنان را با بحرانهاي مالي خطرناكي روبرو ميكند كه ديگر توان بلند شدن از جاي خود را ندارند . برخي ديگر از سازمانهاي مختلف دولتي نيز مدّتهاست كه بدنبال دريافت مبالغي از توليدكنندگان هستند . سازمان تامين اجتماعي كارخانه به كارخانه سرك ميكشد و با هزاران عنوان مختلف سعي در گرفتن مبالغ غيرحق، به هر نحو ممكن از كار توليد ميكند . ادارات راه و ترابري در تمامي استانهاي كشور ، به جرم اينكه توليدكنندگان بابت نشانهگذاري در جادّههاي بعضا بيآب و علف و معرّفي محلّ كارخانهشان پولي ندادهاند ، راه افتاده اند و به بهانه اينكه تابلوهاي آنان در حريم قانوني راهها ! قرار گرفته است ، در جادّههاي كشور تابلوهاي نشان دهندة شركتها و كارخانجات را ميكنند تا آنان مجبور شوند با هزينههاي بسيار سنگين به دامن موسسات تبليغاتي طرف قرارداد با سازمان مذكور پناهنده شوند . در حالي كه كارخانه ها با وضع موجود يكي پس از ديگري به تعطيلي كشانده ميشوند ، طلب كردن مبالغي مد شده است و آن عبارتست از شكايت نيروي كاري كه در اثر آنچه در بالا شرح داده شد بيكار شده است از كارفرما و ادّعاي مختلف آنان مبني بر خسارت ضرر و زيان دوراني كه در آن كارخانه مشغول بكار بودهاند ! درحالي كه معمولا كلية حقوق قانوني آنان بلافاصله بعد از تعطيل شدن توليد توسط كارفرما پرداخت ميشود . چرا كه از ديدگاه بسياري از كارفرمايان متعهّد هموطن، كارگر وكارفرما در امر توليد هر دو از يك خانوادهاند و به مصداق سخن معروف (( چو عضوي بدرد آورد روزگار ................ دگر عضوها را نماند قرار )) هيچ كارفرمايي نخواهد توانست ضعف و ناتواني مالي و سختي زندگي نيروي انساني تحت مديريت خود را تاب آورد . جالب اينجاست كه دادگاهها نيز بدون كوچكترين اطّلاعي از امر توليد كارفرما را به گونههاي مختلف محكوم به پرداخت جريمههاي سنگين ميكنند . سازمان حفاظت از محيطزيست به جان صنايع افتاده و با ترفندهاي مختلف درصدد كسب درآمد ! از فعالان بخش توليد است. با وجود دارا بودن تشكيلات عريض و طويلي بنام وزارتخانه جهاد كشاورزي براي پشتيباني از بخش كشاورزي كشور و سر و سامان دادن به وضع اين بخش ، بخاطر منفعت طلبي و بيبرنامگيهاي گردانندگان آن سازمان و نقش آفريني گروهي از دلّالان خاصّ ، كشاورزان اين سرزمين نتوانستند در سال گذشته نهادههاي مورد نياز عمليات زراعي را تهيه كنند و يا اگر موفّق به تهية آن شدند ، با مشقّت فراوان و پناه بردن به دلالان بازار سياه بوده است و اين در حالي صورت گرفته كه انبارهاي شركت خدمات حمايتي مملوّ از كودهاي وارداتي اي بوده است كه در اثر صرف كردن اعتبارات خريد داخل سال 1385 در امر واردات و به تعطيلي كشيدن توليدكنندگان اين بخش ، از خارج خريداري شده است . اين مسئله كه به گونهاي هدايت شده در جريان است باعث خواهد شد در يك چرخة شبه طبيعي و با تكيه بر استهلاك پر سرعت خاك ، در چند سال آينده توليدات بخش كشاورزي كشور توجيه خود را از دست بدهند و پايههاي بخش كشاورزي ، بعنوان زيربناي اقتصاد ملّي سرزمين ايران به نابودي كشيده شود و در كشوري كه سالها بر مبناي توليدات كشاورزياش اداره ميشده ، محتاج واردات غذا از سراسر دنيا شويم .
در چنين شرايطي است كه زبان كساني كه همواره در صدد تجويز و ترويج روسپيگري اقتصادي ( كه فقط در شان خودشان است) براي اين ملّت هستند ، درازتر از قبل شده و ارباب توليد را كه روزانه با هزاران مشكل ايجاد شده دست و پنجه نرم ميكنند و تواني براي انجام كار اصلي خود ندارند و در حقيقت در اثر سختي و بروكراسي و صرف توان خود براي حلّ مشكلات تصنّعي پيش روي به روزمرّهگي افتادهاند را به كمكاري و فرصتطلبي و عدم بهره وري و هزاران انگ ناچسب ديگر متّهم ميكنند و با اين بهانهها، قدرتمندتر از هميشه در شيپور بدصداي خود ميدمند تا خدمتگزاري بهتري را براي اربابانشان ، دلالان جهاني يا همان سرمايهداري تجاري جهاني انجام داده باشند و حجم واردات را بيشتر و بيشتر كنند .
جناب آقاي رئيس جمهور، اگر قرار است درب بر همين پاشنه بچرخد و شعار حضرتعالي مبني بر حمايت از توليد بعنوان محور توسعه را اينگونه براي مردم تعبير كنند و ادارة امور كشور را به چنين سمت و سويي ببرند، بفرماييد تا بدانيم با چه كساني طرف هستيم و برنامة اينان را نيز بدانيم تا مردماني كه پارههاي تن ملّت هستند و با همة وجود خود در خدمت توسعة اقتصادي كشور قرار گرفته اند و سرمايههاي ملّي ملّت را در چوب و سنگ و خاك و آهن و آجر كردهاند تا كارخانهاي بسازند و اشتغالي بيارايند و موجبات ايجاد ثروت و بالا رفتن درآمد ناخالص ملّي و مولّد بودن قشر بزرگي از هموطنان را فراهم كنند ، تكليف خود را بدانند و بدانند كه آيا نظر اين دلالان آبرو و حيثيت ملّي اينست كه همه ي مردم ايران شغلي را كه مورد پسند سرمايهداري تجاري جهاني و نوكران داخلي آنهاست پيشه كنند تا در كنار خدمتگذاري آنان سودهاي نجومي را با قابليت دسترسي چندين برابر توليد تجربه كنند ؟ و اين عبرتي شود تا كساني كه در تدارك جمع كردن سرمايه و فراهم كردن ملزومات شروع كار توليدي هستند نيز تكليف خود را بدانند و بي جهت در اين شرايط سخت و دشوار و با وجود بهرههاي بالاي نامعقول پرداختي بانكها كشور كه كه اخيرا به 5/18 درصد رسيده است و حتّي مردمان اروپا را نيز به وسوسة سپردهگذاري در بانكهاي ايران و دريافت سودهاي چندين برابر ديگر نقاط دنيا انداخته است ، از ايجاد اشتغال مولّد در هراس باشند ؟ اعتقاد داريم كه بايد شرايطي بوجود آيد تا اين گروه از مردم سرمايههايي را كه در اصل متعلّق به همة ملّت ايران است و بايد پشتيبان قدرت اقتصادي ما باشد و به خدمت ملّت درآيد و بايستي بتواند با تكيه بر ارجحيّت توليد در همه حال ، با راههاي ديگري كه به آنها سود پيشنهاد ميشود رقابت نمايد را بدون ترس از شكست خوردن و به تعطيلي كشيده شدن كسب و كارشان براي سرمايه گذاري توليدي و گسترش اشتغال مولّد به جريان بياندازند . تجربه دنيا نشان داده است كه روسپيان تجاري نميتوانند براي ملّت خود توليد ثروت و ارزش افزوده و ايجاد اشتغال نمايند و سربلندي ملّي را رقم زنند .
در خاتمه استدعا دارد نسبت به تعيين خطّ مشي عملي دولت در خصوص خدمترساني صحيح و بدون كم و كاست به مردم و عاشقان توسعة ملّي و همچنين ترسيم خطّ قرمزهايي كه نقش بازدارنده را در مقابل رفتار اقتصادي سازمانهاي دولتي بخصوص نسبت به اخلال در نظم اقتصادي كشور خواهد داشت، دستورات لازم را مبذول فرمائيد و جهت دسترسي هرچه سريعتر به اهداف مقدّسي كه بارها اعلام فرمودهايد، كارشكنان توسعه ملّي و واپسزدگان اجتماعي كه در اين راه سنگاندازي ميكنند و مشكلآفرين هستند را بدون در نظر گرفتن تعارفات مرسوم كنار بگذاريد تا با حضور نيروهاي آگاه، متعهّد و وطنپرست در پستهاي كليدي كشور، راه براي خدمتگذاري هرچه بهتر اقشار مولّد جامعه هموار گردد . در اين راه، خانه صنعت و معدن، بعنوان شبكة فراگير توليدي كشور با تمام توان نرمافزاري و سختافزاري خود از صداقت و پايمردي آنجناب سپاسگزار است .
بـا احتــرام
محسن سيـروس
۱۸/۱/۸۷


