دولت فورا در كاهش تعرفه هاي واردات تجديد نظر كند
تورّم وارداتي اقتصاد ايران را از پاي درآورده است
محسن سيروس – ارديبهشت 87
ملاحظه ميشود كه پس از بالا رفتن قيمت نفت در سالهاي 1379 تا 1383 ، رشد نقدينگي كشور در حدود سه برابر رقم ثابت بوده است و اين در حالي است كه توليد ناخالص داخلي فقط 2/1 برابر رشد را نشان ميدهد (1). اين مسئله به نوعي بيماري اقتصادي تبديل شده است كه علاوه بر تهديد توليدات ملّي ، از طريق واردات كالاي مصرفي نوعي گردش مالي كاذب و غير مولّد در اقتصاد كشور بوجود آورده است كه دايره ي دور باطل اقتصاد ملّي را هر روز بزرگتر از قبل نشان ميدهد .
تصميم اخير دولت در خصوص حذف مجوزهاي وارداتي و پايين آوردن تعرفه هاي واردات را نيز از چندين منظر ميتوان بررسي كرد كه در زير به آن ميپردازيم .
نخست اينكه اين تصميم در جهت هرچه بالاتر بردن سرانه ي مصرف و به بهانه ي بالا بردن سطح رفاه عمومي جامعه صورت گرفته باشد . اگر هدف چنين تصميمي اين باشد ، جاي بسي تعجب است كه چگونه دولت نهم كه شعار حمايت از توليد را در برنامه هاي خود قرار داده ، به تشويق واردات ميپردازد و منافع بلند مدّت ملّي را اينگونه با تشويق دلّالان به صرف كردن ثروت ملّي ناشي از فروش منابع برگشت ناپذير نفتي كه بايد براي بالا بردن سطح رفاه عمومي حقيقي جامعه صرف شود ، در واردات و براي تامين منافع زودگذر ، اينگونه به خارج از كشور هدايت ميكند ؟
دوم اينكه با توجه به نرخ تورّم جهاني ، كه اتفاقا با حجم بالاي وارداتي كه به كشور داشته ايم به ايران نيز ثرايت كرده و اثر گذاري شديدي را نيز در رشد شاخص قيمتهاي داخلي داشته است ، دولت در صدد اين برآمده كه با توجيه بالا بردن عرضه نسبت به تقاضاي موءثر بازار ، قسمتي از تورّم وارداتي را خنثي نمايد ! و يا اينكه تورم ذاتي كشور را كه بخش بسيار بزرگي از آن متاثر است از ريخت و پاشهاي بي حساب و كتاب بانكها در تزريق منابع پولي به بخش بازرگاني و بورس بازي زمين و مسكن كه نتيجه ي خود را در بروز گردش مالي كاذبي در كشور نشان داده است ، با هرچه بالاتر بردن طرف عرضه به نحوي درصدد همپوشاني عرضه و تقاضاي كاذب بازار ( كه به تقاضاي موثر جامعه ارتباطي ندارد ) بوده باشد . اگر كاهش تعرفه هاي وارداتي به بهانه ي اين بوده است كه عرضه بالاتر رود ، بايد به اين نكته توجه شود كه بخش عمده اي از تقاضاي امروز موجود در بازار داخلي ناشي از واسطه گري و دلال بازي كالاي مصرفي است و اين مسئله فقط در اثر ريخت و پاش بي حساب و كتاب پول توسط نظام بانكي و تزريق آسان و بي برنامه ي منابع پولي كشور به بخش بازرگاني اتفاق افتاده است و چاره اي جز اصلاح رفتار بانكهايي كه اينگونه منابع پولي كشور را صرف كرده اند ، نميتواند داشته باشد . قطعا با وقوع واردات گسترده ، بازهم اين سرمايه هاي سرگردان كاذب ، در ميان واسطه هايي كه تنها منافع ملّي برايشان معنايي ندارد به جريان افتاده و گردش مالي بالايي را به سود آنان و دست بدست شدن كالايي كه وارد ميشود ايجاد ميكند و شاخص بهاي مصرف كننده نه تنها كاهش نمي يابد ، بلكه بالاتر هم خواهد رفت . چرا كه در يك پژوهش مستند و كاملا علمي ثابت شده است كه : (( در اقتصاد ايران شاخص بهاي كالاها و خدمات وارداتي بعنوان نماينده اي از متغيرهاي فشار هزينه ، بيشترين تاثير را بر تورّم دارد . به گونه اي كه يك واحد افزايش در نرخ رشد شاخص بهاي كالا و خدمات وارداتي ، به گونه ي ميانگين ، به افزايش شاخص تورّم به ميزان 51/0 واحد در بلند مدّت منجرميشود )) (2) . اين نشان ميدهد انتقال تورّم جهاني به ايران كه پس از بالارفتن قيمت نفت و با وقوع حجم شصت ميليارد دلاري واردات به كشور با سرعت بيشتري ادامه يافته ، با آسانتر شدن واردات كالاي مصرفي روند قبلي را سرعت بيشتري ميدهد و ساختار نظام اقتصادي ايران را با چالشي جدّي كه ويرانگر و پرسرعت خواهد بود مواجه ميكند .
سومين دليل هم اين ميتواند باشد كه ميخواهند دلارهاي نفتي در خزانه نماند و در حسابهاي خارجي هم پس انداز نشود و توجيه اين مسئله هم اينگونه باشد كه طي نسخه ي بانك مركزي و براي مقابله با تورّم ناشي از بالارفتن حجم پول در گردش كشور ، بجاي استفاده از درآمدهاي نفتي براي به گردش انداختن پول ارزان در جامعه ، به بهانه ي پيشگيري از وقوع تورّم ، منابع پولي كشور را در كشوري ديگر خرج ميكنند و بجاي پول كالا وارد كشور ميكنند تا از طرفي پولي به جامعه تزريق نكرده باشند و حجم پول را بالا نبرده باشند و از طرفي هم با فروش كالاي وارداتي در بازار داخلي ، منابع پولي را از دست مردم جمع كنند و به اين وسيله بجاي چاپ پول جديدي كه نياز فراوان به آن احساس ميشود ، پول داخلي را از واردكنندگان بگيرند و دلار بجاي آن خرج كنند تا بتوانند به ذعم بانك مركزي ، اندكي از تنشهاي اقتصاد متورّم ايران را به اين بهانه و با توجيهي كه آمد خنثي كنند ! و با تورّم اينگونه مقابله كرده باشند ! و با بالا بردن مصرف زدگي عمومي در فضاي جامعه ، سطح رفاه عمومي را بصورت مصنوعي و كاملا مقطعي بالا برده باشند . بايد توجه داشت كه اگر درآمدهاي نفتي كشور در راه درستي خرج شوند و بگونه اي مولّد به اقتصاد كشور تزريق شوند ، ميتوانند منشاء تحولات بزرگي براي توسعه ي اين سرزمين قرار گيرند و سرعت توسعه ي اقتصادي ما را چندين برابر كنند . اگر به اين بهانه كه وارد شدن اين درآمدها به جريان پولي كشور تورّم زاست ميخواهند آنرا به پشتوانه ي واردات تبديل كنند ، ثابت شده است كه (( يك واحد افزايش در نرخ رشد نقدينگي ، بطور متوسط منجر به افزايش تورّم به ميزان 23/0 واحد در بلند مدّت ميشود ))(3) حال آنكه تاثير گذاري واردات بر تورّم 51/0 درصد ، يعني 21/2 برابر بالا رفتن حجم نقدينگي است . بعبارتي با هر واحد واردات كالاي مصرفي معادل 21/2 برابر افزايش حجم نقدينگي به اقتصاد ملّي ايران تورّم تزريق خواهد شد . اگر اين مسئله را در معادلات امروز اقتصاد جهان قرار دهيم ، درمي يابيم كه با عملي شدن اين سياست چه حجم هولناكي از تخريب در اقتصاد ايران بوقوع خواهد پيوست . از طرفي ثابت شده است كه (( يك واحد افزايش در نرخ رشد اقتصادي ، بطور متوسط منجر به كاهش شاخص تورّم به ميزان 4/0 واحد در بلند مدّت ميشود ))(4) . با اين اوصاف درمي يابيم كه اگر بتوانيم موازنه اي ميان آزاد سازي حجم نقدينگي و رشد اقتصادي كشور برقرار سازيم و بخش بازرگاني را بجاي تبديل شدن به موتور واردات و در اختيار كالاهاي بيگانه گذاردن بازار داخلي ، بسمت پشتيباني از توليدات وطني هدايت كنيم و درآمدهاي نفتي را براي گسترش توليد و بهره برداري از فرصتهاي بكر و ذاتي اقتصاد كشور خرج و صرف نمائيم تا موجبات ايجاد ارزش افزوده و تكاثر ثروت را برايمان رقم زند ، با وجود به گردش افتادن حجم بالاي پول براحتي ميتوان تورّم را كنترل نموده و حتي در صورت لزوم ( كه قطعا لازم است ) آنرا با روندي منفي مواجه سازيم . چرا كه اينبار گردش مالي كاذب جامعه جاي خود را به گردش مالي مولّدي خواهد داد كه در كنار بالا رفتن توليد بعنوان سوپاپ اطميناني كاملا طبيعي تقاضاي موثر كل جامعه را پاسخگوست . اگر از زاويه اي ديگر به موضوع نگاه كنيم ؛ در كشور ما تورّم عبارتست از بي توليدي جامعه . چرا كه در يك جامعه ي بي توليد حجم بزرگي از منابع مالي كشور بسمت واسطه گري كالاهاي مصرفي ميرود و با ايجاد گردش مالي كاذب ، موجبات دور باطل همه ي بخشهاي اقتصادي را رقم ميزند . حال آنكه در صورت رونق بخش توليد منابع مالي بصورت طبيعي به اين بخش هدايت ميشوند و علاوه بر اينكه جامعه از مصرف زدگي كالاي خارجي نجات مي يابد ، تقاضاي بازار نيز بدليل عدم وجود پولهاي سرگردان درسطح حقيقي خود حفظ ميشود و تقاضاي دلال بازي نيز به پايين ترين سطح خود نزول ميكند . امروز در اين سرزمين ظرفيتهاي بالقوّه ي اقتصادي نيازمند همّت شهروندان و تزريق منابع پولي غير گران است تا به باروري رسند و در صورتي كه مخالف نسخه ي پيچيده شده براي تحريك واردات عمل شود و منابع پولي حاصل از فروش نفت با بهره ي لايبور كه بيشتر از بهره اي است كه به سپرده هاي كشور در بانكهاي اروپايي داده ميشود ، به بخشهاي مولّد اقتصادي تزريق شوند و دور از هياهوي رايج ايجاد شده توسط بدخواهان توليد ، فقط به بخش توليد تزريق شوند و پشتوانه ي گسترش توليدات وطني قرار گيرند ، در آينده ي نزديك باروري فرصتهاي بكر سازندگي ايران عزيز را شاهد خواهيم بود و بجاي اينكه طبق نسخه هاي وارداتي درآمد نفت را به پشتوانه ي مصرف گرايي بدل كرده باشيم ، آنرا پايه اي قرار داده ايم براي رشد حقيقي اقتصادي و تكاثر ثروت و بالا رفتن سطح رفاه عمومي جامعه ، چرا كه در اين راه از همه گونه پيش شرطها و ظرفيتهاي مورد نياز بهره منديم .
در خاتمه لازم ميدانم به همه عزيزاني كه در فكر سربلندي اين آب و خاك هستند ، هشداري دهم . سياستهاي يك بام و دو هواي تجاري كشور ما كه سابقه اي بس طولاني دارد ، موجب شده است تا هيچ يك از فعالان اقتصادي نتوانند توان برنامه ريزي داشته باشند و در نتيجه در بسياري از بخشهاي پايه اي اقتصاد ملّي با دور باطلي سخت مواجه باشيم . اين مسئله موجبات فرار از توليد را در بسياري از شهرونداني كه در اصل سرمايه هاي ملّي ما هستند و ميتوانند به بهترين توليد كنندگان عرصه هاي مختلف تبديل شوند را فراهم كرده است و در نتيجه باعث گرايش شديد نسلهاي جوان كشور بسمت مشاغل غير مولّد شده است . بعبارتي در كشور ما توليد گرايي جاي خود را به دلّال مآبي داده است و اقتصاد اجتماعي ايران را بسيار آسيب پذير نموده است . اين مسله به تغيير جهت فرهنگي بسيار مضرّي در كشور انجاميده كه بسيار خطرناك است و اگر وضع بر همين روند ادامه يابد ، همه ي ملّت ايران را دشمن شاد ميكند . چرا كه در آينده ي نزديك همه ي ملّت مصرف كننده خواهند بود و توليدي باقي نمي ماند كه برايمان ايجاد ارزش و پشتوانه ي اقتصادي نمايد . چشم انداز نگران كننده ي اين مسئله جامعه اي بي توليد را نشان ميدهد كه فقر در آن بيداد ميكند و كوچكترين اثري از عدالت را در آن نميتوان يافت . پس بياييد دست در دست هم بشتابيم براي حمايت واقعي از اقتصاد ملّي و بارور كردن ظرفيتهاي بالقوّه ي آن و شكوفا نمودن توليدات وطني و ارج نهادن به توليد گرايي و ثروت آفريني در پرتو حركت دوشادوش توليد و بازرگاني در راستاي منافع جمعي ايرانيان .
منابع :
1- آمارنامه اقتصادي 83 – 1353 پژوهشكده امور اقتصادي .
2- مولود احمد ، عوامل موثر بر تورم در اقتصاد ايران ، اطلاعات سياسي – اقتصادي ، شماره 243/244 .
3- قبلي .
4- قبلي .
*اين مقاله در تاريخ هشتم ارديبهشت ماه 87 در صفحه 4 روزنامه اطّلاعات و زير عنوان (( تورم وارداتي و واردات تورّم )) در نشاني : http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2008\04\04-27\14-40-09.htm&storytitle=تورم%20وارداتي%20و%20واردات%20تورم به چاپ رسيده است .