بحران به سياستگذاران اقتصادی ما چه خواهد آموخت؟
درسهای گرانبهای بحران غرب
محسن سيروس – آبان87
بحران اقتصادی غرب نشان داد که ادعای کارآئی کاپيتاليسم و بويژه راهبردهای نوليبراليستی حاکم بر مناسبات ايالات متحده و بخشهايي از اروپا نه تنها دروغی بيش نيست ، بلکه اساسا اينگونه سياتها که دائم به خورد کشورهای فاقد تئوری اقتصادی نيز داده ميشوند خالی از هرگونه توانائي در هدايت اقتصادهای ملّی و بارورسازی توانائی های ذاتی اقتصادی کشورها هستند . همانطور که بسياری از صاحبنظران غير وابسته اقتصادی دنيا اذعان دارند ، انباشت سرمايه بسيار بالا که بزرگترين عامل توسعه اقتصادی غرب است و آنهم در برهه ای خاص از تاريخ و توسعه اقتصادی غرب و بخصوص ايالات متحده با تکيه بر همين انباشت سرمايه ، نه تنها حاصل بکارگيری اينگونه سياستها و حضور اقتصاددانانی همچون مدّعيان کنونی علم اقتصاد نبوده است ، بلکه برعکس ناشی است از تسلّط همه جانبه آنها در برهه ای از تاريخ بر تمامی منابع انسانی و سرزمينی ملّی کشورهاي زير نفوذ استعمار و سرکوب و تباهی ملّتهای آن کشورها . انباشت سرمايه در برخی از کشورهای استعمارگر ناشی از غارت معادن و جنگلهای مستعمرات و انتقال آنها به کشور استعمارگر ، به بردگی کشيدن شهروندان بومی کشورهای زير استعمار ، خريد بسيار ارزان مواد خام و انتقال و فرآوری آن به کمپانی های استعماری و بسياری از شرايط نابرابر ديگر و در برخی نيز بصورت نوين آن و در قالب پناه گرفتن در سايه ی خرابی های ناشی از جنگهای خانمان سوز جهانی و صدور و تحميل پول بی پشتوانه به اقتصادهای شکست خورده ی پس از جنگ و منفعت های فراوان ناشی از آن و همچنين استفاده از نخبگان ديگر کشورها با بوجود آوردن شرايط ويژه برای آنان و هزاران حيله ی ديگر بوده است و آنان که اندک اطّلاعی از تاريخ اقتصادی دنيا دارند بخوبی اين نکته را تاييد مي کنند که توسعه ی اقتصادی غرب بحران زده امروزی در روزگاری پيش ، ناشی از تسلّط بی چون و چرای سياسی – اقتصادی آنان بر مناسبات جهانی بوده است و امروز نيز با هرچه فعّالتر شدن جهان عقب مانده و بيدار شدن ملّتها و حرکت آنان بسمت سازندگی و بهره برداری از منابع سرزمينی شان برای توسعه و تحرک اقتصادی و دستيابی به رفاه ، از حاشيه سود و موفقيت اقتصادهای غرب کاسته ميشود . پرواضح است که پس از اين بحران اقتصادی غرب ، بسياری از معادلات اقتصاد جهانی برهم خواهد خورد و تغييری اساسی را در ساختار کلّی توليد و اقتصاد جهانی شاهد خواهيم بود و در اين ميان ملّتی طعم خوش رفاه و اقتصادی پايدار را خواهد چشيد که سياستهای اقتصادی حاکم بر جامعه خود را با آنچه در خور شان و توانائی های ذاتی اوست منطبق نموده و پيش برد . پس بجاست سياستگذاران اقتصادی کشور بر خلاف آنچه تاکنون اتفاق افتاده عمل نمايند و نسخه های پوچ و باطل شده ی ديکته شده توسط نهادهای مالی وابسته به غرب و سرسپردگان داخلی آنان را از مناسبات اقتصادی کشور کنار گذارند .
*این یادداشت در تاریخ شنبه11 آبان ماه 87 در سرمقاله روزنامه عصر اقتصاد به چاپ رسيده و همچنین در تاریخ دوشنبه 13آبان87 نیز در پورتال تحلیلی – خبری آفتاب ، زیر عنوان درسهای بحران اقتصادی غرب برای ایران منتشر شده است .


